زمستون
بعدنوشت: به گمانم تاندون شونهم دچار پارگی شده... البته فعلآ تشخیص خودمه... تا بعد برم دکتر و مراحل تشخیص طبی رو طی کنم...هووممم 🥺 🧐
ظهر شنبه چهارم اسپندارمذ:
برای دومین بار در امروز؛ درود
مهمون باید همینقدر فهمیده باشه...😂 قرار شد ظهر بیاد باگ امنیتی سایت جدیدی که طراحی کرده برای مجتمع تجاری مسکونی در حال راهاندازی هماگ، با کمک هوش مصنوعی چک کنیم تا گاف نده😅 با پیتزا اومده 😍 هرچند که در حمل و نقل نظمشو به هم زده... ولی این به اون در 😁 راستی کمی خاطرهبازی هم شد، بعضیهاتون میدونید؛ یکی از منابع درآمدی من در دوران دانشجویی، طراحی سایت و ثبت دامین و... بود... تازه هم مُد شده بود و هر شخصی چه حقیقی و چه حقوقی، دوست داشت که داشته باشه و این به نفع من بود... و کلی کمکخرجم شده بود... من هم که پُر و وِلخرج! 😊 دو تا کار دیگه هم میکردم که خیلی سود داشت ولی دردسر زیادی هم همراهش بود... یکبار فرصت بشه در مورد تمام کارهایی که در دوران مختلف، انجام دادم و از همه هم راضیام و تجارب خوبی حاصل شد از قِبَلش و... خواهم گفت... بگذریم 🌸
تصویر: فهمیده باشیم و زلال 😁

صبح شنبه چهارم اسپندارمذ :
درود
صبح خود را چگونه آغاز نمودید؟
بسمالله الرحمن الرحیم
با برگزاری کارگاه آنلاین کاربرد هوش مصنوعی در فعالیت رسانهای ویژهی خبرنگاران منتخب استان...
صدق الله العلی العظیم 😊
تصویر:

...
غروب جمعه سوم اسپندارمذ :
چه جمعهها که یک به یک غروب شد؛ نیامدی
چه بُغضها که در گلو رسوب شد؛ نیامدی ...
تصویر:

🌸💙💐
عصر پنجشنبه، دوم اسپندارمذ :
درود
بوی بهارو حس میکنید؟! حال و هوای عیده گویا... زمین و آسمون هم شبیه اوایل بهاره امروز ... بهجای هرکدوم از شما یک نفس عمییییییق میکشم تا شریک مجازی این عصر دلانگیز باشید... 😊 کار دیگهای از دستم بر نمیاد 😉🌸😍
تصویر:

چهارشنبه شب, اولین شب از آخرین ماه زمستون:
درود
تشریف بیاورید کنار آتش اهورایی...
کمی چای بنوشیم و شعر بخوانیم...
که دنیا ارزش دغدغهمندی بیش از حد
ندارد که ندارد که ندارد...
ارادت 🌸💙💐
( چهقدر از دنیای شعر و ادب دور شده بودم !!! )
تصویر:

...
ظهر دوشنبه بیست و نهم بهمن:
درود
با اینکه گفته بودم از موضوع تولد عبور کنیم؛ ولی امروز یک بستهی پستی از یک جای خعیلییییی دور به دستم رسید که حسابی غافلگیر شدم و ترجیح دادم با نوشتن و ثبتش کمی تخلیهی احساسات انجام بشه... خیلی برام غیرمنتظره بود... 🤔🤩
ارادت 🌸💙💐
پ.ن عصرانه: ایلان ماسک ساعت هفت و سی صبح سهشنبه به وقت ایران، قراره از هوش مصنوعی Grok 3 رونمایی کنه و من مشتاقانه منتظر این اتفاق شگفتانگیز هستم... فرصت کنم در موردش مینویسم... هوشمندترین هوش مصنوعی تا به الان... که دارای قابلیت عجیب سازگاری منطقیه... توضیح مفصلی داره...
در مورد بررسی دیپ سیک چینی که خودم انجام دادم هم خواهم نوشت... با اینکه بازار خوبی به دست آورد ولی با ترفندهایی که زدم... به راحتی جیلبریک شد و مضحک بود این موضوع....😁
در بیست روز اخیر تمام اوقات فراغتم رو به ارزیابی پانزده عاملی هوش مصنوعیهای chat GPT, DeepSeek, Gemini, blenderbot, jasper, zenochat, my ai پرداختم که نتایج جالبی به دست اومد که هنوز جایی منتشر نکردم... چون تخصصی هست و خستهکننده فرصت کنم فقط نتایج نهایی رو براتون مینویسم تا در انتخاب بر اساس کارایی کمکتون کنه... البته فردا این جدیده هم بیاد تکمیلش میکنم...
تا بعد...
تصویر:

عصر شنبه بیست و هفتم وهومنه:
درود
و حالا عصر تنهایی و رفع خستگی... لوازم گازی و برقی خونهی مامان رو خاموش کردم و ساعت دو عصر اومدم خونه... خیلی کم پیش میاد این تایم روز خونه باشم... و چهقدر لذتبخش بود... بعد از چرت کوتاه و آرامبخش، قهوه با فرمولاسیون سید به شرح تصویر 😊 آماده کردم... ببین چههاااا کردم ... 😅 جای شما خالی 😉 البته چون تبدیل به عادت شده دیگه کافئینش موجب مهار رسپتور آدنوزین در مغز و بیخوابی زیاد نمیشه...
یک خبر علمی هم بگم... یک شرکت دارویی در ژاپن داره دارویی رو به مرحلهی آزمایش میرسونه که موجب رویش مجدد دندون میشه!!! در واقع کاسبی ایمپلنتکارها و... کساد خواهد شد😂 خبر خوبیه... البته نه برای دندونپزشکها... 😉
ارادت 🌸
تصویر:

صبح شنبه بیست و هفتم وهومنه:
درود
صبح بخیر
به آخرین روزهای بهمن نزدیک میشیم و به نظرم بهمن متفاوت و پربار و پرماجرایی شد... پایان پروژه، سفر به کیش، محبت گروههای مختلف دوستان و خانواده در زادروزم، تعطیلیهای غیر منتظره، استراحت، فیلم و کتاب و عکاسی و... و این روزهای آخر هم مهمون فرهیخته و محترمی کلی برنامهی خوب رو باعث شد... آخرین صبحونه رو هم به رسم میزبانی اومدیم کافهی یکی از دوستانم و چون مامان هم میخوان برن مشهد و عجیبه که پیشنهاد همراهی با مهمونمون رو پذیرفتند و با ایشون میرن... چون فقط رانندگی منو قبول دارن 😂... ولی اینبار موافقت کردند که با شخص دیگهای برن... امروز رو مرخصی گرفتم تا برم کمک برای آمادهسازی و جمعآوری اسباب و وسایل مورد نیاز... و بدرقهی ایشون...
منحیثالمجموع بهمن امسال، نمرهی قبولی گرفتم در تغییرات مثبت و تصمیمهای جدی و رفرش اساسی، برای شروع زیستی جدید با نگرشی نو... 🙏
از انرژی مثبت شما هم بسیار ممنونم... 🌸💙💐
تصویر :

جمعه شب بیست و ششم وهومنه:
درود
هنوز در ارتفاعات برف هست... و از نیمهشب احتمال بارش مجدد وجود داره... و تعطیلات پروژه هم داره تموم میشه و دوباره شیفت شب شروع... پس این چند وقت هم از شبهای اختصاصی خودم استفاده کنم... البته هفتهی پُرکاری در پیشه... توکل بر خدا...
تصویر ؛ بام شهر :

عصر پنجشنبه بیست و پنجم وهومنه:
درودی مجدد
شیطونها! صبح، همهتون با یادداشت وَلِن موافقت کردید از عصر غیبتون زده رفتید خرسهاتونو بگیرید 😁😉
تصویر عصرگاهی بدون خرس 😂 :

صبح پنجشنبه بیست و پنجم بهمن:
درود
امروز به عبارتی روز ولنتاین نامگذاری شده که من ترجیح میدم وارد این مقوله نشم؛ چون ممکنه بیادب بشم و بتازم به روابط تاکسیکی که از جایی مثل عقدههای ج.ن... و ترشحات هورمونی نشأت گرفته و اسم عشق رو هم روش گذاشتند... و چون کاهگلیه به راحتی هم از هم میپاشه... ورود نمیکنم چون از دایرهی ادب خارج میشم 😉😁 پس بگذریم... با همون خرسهای مسخرهی کنار خیابون بذار شاد باشند و ... اگرچه عشق واقعی قابل ستایشه ولی دیگه وجود نداره... و یا بسیار بسیار کمیابه... که اگه باشه نیازی به مناسبت نداره... هر روز که چه عرض کنم هر لحظه لحظهی عشقه...و... که خرس طلا هم کمشه...و...و...
بگذریم...
چون دیروز نصف مسیر پیادهروی باباامانو رفتیم و صبحونهش هم خوب بود امروز دوباره تکرار کردیم تا تکمیل بشه... جالبه که برف اندکی که دیروز بود کامل آب شده ... شبیه عشقهای اسمی امروزی😂 و هوا هوای خونهتکونی قبل از عیده 😅
به زودی فراخوان میزنم برای کمکیار خونهتکونی 😉
چند تا عکس از امروز ببینیم:
۱ـ

2_

3_

4_

5_

6_

۷ـ

....
صبح چهارشنبه بیست و چهارم بهمن :
درود بر دوستان دور یا نزدیک
همونطور که عرض شد ضمن تشکر از جملگی دوستان جان، دیگه از تولدبازی عبور کنیم و از باقی ماجراها فاکتور بگیریم... فلذا بیایم پست جدید...
صبح زمستونی در دل طبیعت نفسی تازه کنیم تا ببینیم سه روز تعطیلی پیش رو چه خواهد شد...
تصاویر:
۱ـ

2_

تا بعد ... 🌸💙💐



















































حتی اگر نباشی می آفرینمت