صبح یک‌شنبه ، هفتم اردی‌بهشت:

درود

از قدیم می‌گن:

کار خوبه که خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه... 😁
از ساعت ده صبح امروز تا عصر، برنامه‌ریزی کرده بودم به‌صورت حضوری برم برای جابه‌جایی یا لغو برنامه‌های هفت روز آینده... همین الان مامان تماس گرفتن که ...
(فلش بک) :
چند سال پیش یکی از چشم‌پزشک‌های حاذق، عمل جراحی آب‌مروارید چشم مامان رو انجام دادن و بعدها مهاجرت کردن به آمریکا... هر یکی دو سال که برمی‌گردن با یکی از کلینیک‌های خصوصی همکاران سابق‌شون هماهنگ و تعدادی از مراجعین قدیمی یا جدید رو پذیرش می‌کنن... سری پیش که اومده بودن به مامان گفتن که اگه من تا یکی دو سال دیگه اومدم وقت غبارروبی لنزتون می‌رسه و انجام می‌دم اگه نیومدم برید پیش فلانی تا اوکی کنه...
(بازگشت به حال ):
آره... همین الان مامان تماس گرفتن که خاله مهین گفتن دکتر اومده و چند روزی در کلینیک پذیرش داره... اگه اسکان و... گرفتی زودتر کنسل کن... گفتم خب می‌ریم دکتر بعد می‌ریم سفر... که گفتن خاله برای سه‌شنبه وقت گرفتن و پنج‌شنبه نوبت غبارروبی لنز می‌دن و مهم شب ولادت بود که نمی‌شه چشمم اذیت داره...

ضمن خوش‌حالی درونی از رفع دغدغه 😉 گفتم هفته‌ی بعد چطور؟ که گفتن اون موقع دیگه تولد امام رضاست و همه میان مشهد من کجا برم...

عجب...
خدا می‌دونه... بعضی از شما هم می‌دونید که من واقعاً از رو زدن به دیگران و رفتن زیر منت‌شون چه‌قدررررر متنفرم و امروز بالاخره برای کار مهم‌تری که عمل به وعده و... بوده و مرتبط با مامان، مجبور بودم تا حدی این کارو بکنم... و دقیقاً چند ساعت قبل از برنامه‌ریزی‌م، این تماس، یک پیام مهم داشت ...
خدا جونی‌ که روی ماهشو همیشه می‌بوسم گفتن که آی سید مظلوم!😊 من حواسم همیشه بهت هست و امیدت به من باشه نه دیگران... حتی شده دقیقه‌ی نود کارتو درست می‌کنم... 👌
خلاصه که
کار خوبه که خدا درست کنه... سلطان محمود خر کیه... 😅
خیلی ارادت و یک نفس عمیق و راحت...💙
ضمن این‌که یادتونه گفته بودم برای رفتن به مشهد و تبریک تولد هم باید از شیفت شب و خواب بزنم ... حالا اون هم لازم نیست و خودشون با دایی جان تشریف میارن این‌جا... و حالا یک مراسم توووپ برای تولد مامان برنامه‌ریزی می‌کنم... و فقط باید یکیو بفرستم برای نظافت خونه‌شون و تدارکات و...

دوباره و چندباره روی ماه خدا رو می‌بوسم محکممممم محکممممم محکم 😘😘😘
اینه
😍

🌸💙💐

صبح جمعه با شما ، پنجم اردی‌بهشت:

درود بر شما

بالاخره در تماس دیشب با مادر جان، بحث تولد و سفر پیش اومد و با این‌که خیلی هم تأکید کردند که وقتت آزاده؟ و اگه نمی‌شه مهم نیست و... ولی دلم نیومد چیزی بگم... و گفتم می‌ریم و... 😊 با این اوصاف چون سه‌شنبه ولادته به اعتقاد ایشون باید شب قبلش یعنی دوشنبه شب حرم قم باشیم... قبلاً که کاشان برای گلاب‌گیری رفته بودیم یه خونه خود کاشان گرفتیم و هر روز یکی از جاذبه‌های اطراف مثل نیاسر، قمصر، سیلک و خونه‌های تاریخی، ابیانه، مشهد اردهال آرامگاه سهراب و... می‌رفتیم... و حالا باید یک برنامه‌ریزی خوب اما خلاصه‌تر برای قم ، کاشان داشته باشیم تا همه چیز خوب پیش بره...

یکی دو روز آینده حضوری می‌رم برای درخواست لغو یا جابه‌جایی برنامه‌ها... تلفنی نمی‌شه و حضوری تأثیر بیشتری داره... با پیشنهاد افزایش زمان و مسائلی از این دست مذاکره می‌کنیم... اگه قبول کردند که بهتر... نکردند هم لغو و جبران خسارتی اگه محتمله... و یا بازگشت وجوه و... همینه که هست... 😁

برخی هم که قابل تفویض به دیگران باشه... انجام می‌دم و بعد جبران خواهد شد...🌺

ایشالا که بهترین سفر و پرخاطره‌ترین خواهد شد با یک برنامه‌ریزی توووپپپپ 😉

تصویر: پروژه‌ی جدید، سیستم‌های جدید و دکور جدید می‌طلبید... امروز اسمبل و تجهیز رو انجام دادم و یک وب‌کم خوب هم برای وبینارها و ارتباطات تصویری نصب کردم و همه چیز اوکی شد... استودیو بی‌ستون علاوه بر کار مشخصی که داریم برای تدوین فیلم هم مناسبه... بعدها با این کاربری هم می‌شه استفاده کرد:

خیلی ارادت 🌸 💙 💐

چهارشنبه شب سوم اردی‌بهشت:

درود

فروردین که غیبت داشتم مربی ورزشی‌م برنامه رو، ضمن ابراز عصبانیت 😁 که اصلاً برای سلامت روحی‌ش خوب نیست 😊 تغییر داد تا جبران بشه... و انصافاً رعایت هم کردم و چه بسا پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری خارج از برنامه هم انجام دادم... با عنایت به شلوغی‌های اردی‌بهشت که مستحضرید... ترجیح دادم قبل از شروع کلاس‌هاش، حضوری برم تا ارتباط موثرتری برقرار بشه و شرایطم رو تشریح کردم و خواهش کردم با تغییر برنامه اما حفظ اهداف، دستورالعمل جدیدی بهم بده... و خدا رو شکر هم خوش‌اخلاق بود و هم پذیرایی کرد و هم پذیرفت... منم مصلحتی گفتم این‌ها رو اگه بخورم که باید تا خونه بدورو برم 😉 که گفت فیلم نیا پسر آمار فست‌فودهاتو دارم 😂 بالاجبار خوردن و آشامیدن نمودیم اما اسراف ننمودیم... این موضوع مهم هم حل شد... کارش خیلی درسته و واقعاً قبولش دارم...

خیلی ارادت 🌸 💙 💐

تصویر:

صبح سه‌شنبه دوم اردی‌بهشت:

درود

امروز اولین روز از پُرکاریِ دوست پُرانرژی‌تونه😊 و تا شب درگیرم...

برای شروع پرقدرتِ امروز، صبح قبل از کار اومدم ورزش در دل طبیعت زیبا با خلوص اکسیژن هزار درصد 😁 البته بعدش هوس املت کثیف مشهور این‌جا رو کردم که این‌قدر چرب و چیلی بود که خنثی کرد فعالیت‌ها رو... 😅

ولی ارزش داشت تنفس در این فضا و هوا...

تصاویر:

۱-

2_

3_

4_

5_ آخه صبح و پیاز؟!؟! 😅

روز خوبی داشته باشید... 🌸💙💐

بعدنوشت: دوستای ما رو باش... این‌همه مغز که گاهی چیزهایی ازتون دیدم که ... بعله 😁 یک فکر بکر کارآمد به ذهن‌تون نرسید؟! دو نفر هم زحمت کشیدند تماس گرفتند اما ضمن تشکر... قابل اجرا نبود... حالا اگه میم.سین بود از ظهر تا الان که هشت شبه حداقل ده تا راهکار می‌داد... والا... فقط بگید این کی بود؟ اون کی بود؟ منم میام... منم می‌خوام... هیچی دیگه... بگذریم تا اون موقع خدا بزرگه... فقط خدا کنه در تماس‌های این چند روز چیزی نگن تا راه‌حلی پیدا نشده... که اون هم بعیده چون همیشه زودتر برنامه‌ریزی می‌کنند و چمدون می‌بندن...

عنوان پست هم به « تنهایی پُر هیاهو » تغییر دادم با این اوصاف 😎

شب خوش دوستانِ .... 😝

ظهر دوشنبه اول اردی‌بهشت:

درود بر دوستان دور یا نزدیک

ماه جدید ... بیایم پست جدید..

امروز سی و دوم فروردینه 😂 خب نه گویا بالاخره فروردین تموم شد... چند دقیقه‌ای از نیمه شب گذشته بود که دوستی تماس گرفت ... منم غرق کار بودم و یادم نبود که قبلاً گفته بود این موضوع رو... تعجب کردم که این موقع شب چه کار داره؟! که آی دوست جان خبر خوش که فروردین بالاخره تموم شد... 😁 زنگ تفریحی شد بین کار و بار...

حالا یکی نیست به من بگه تو که اردی‌بهشت‌ت، اردی‌جهنمه و به شددددت شلوغ پلوغ... تو چرا دنبال اتمام فروردین بودی؟! برنامه‌ی این ماه من واقعاً کمرشکنه... بجز کارهای روتین خودم و پروژه، چند تا فعالیت دیگه هم برنامه‌ریزی شده برای این ماه و ساعات شبانه‌روزم تقریباً پُره... کارهایی که قابل جابه‌جایی و یا لغو نیست چون بعضی‌ها با قرارداده و هزینه‌ها هم دریافت شده😅

از دیشب یک دغدغه‌ی بزرگ دارم... تولد مامان اردی‌بهشته و تولد قَمری ایشون هم ولادت حضرت معصومه (س) که اون هم امسال اردی‌بهشته... هر سال یه‌جوری در گرامی‌داشت این مناسبت فعالیت داشتم... پارسال که مراسمی ترتیب داده بودم مامان گفتن کاش شب تولدم می‌رفتم حرم حضرت معصومه (س) ... منم بی‌خبر از سال بعد و دردسرهاش گفتم امسال به حرم برادرشون اکتفا کنید... سال بعد ایشالا بریم... بعد هم فصل گلاب‌گیری کاشانه مثل چند سال پیش یه سر هم اون‌جا می‌ریم... از دیشب که خواهرم گفت چه قولی دادم و داشتم جدول برنامه‌های اردی‌بهشت رو تکمیل می‌کردم که یک روز خالی حتی ندارم... بسیار غصه‌دار شدم... یه‌جوری هم هست که نه می‌شه کنسل کرد برنامه‌ها رو نه جابه‌جا... دلم هم نمیاد بهشون بگم ماجرا رو... خیلی امروز دمغم... راستش خودم هم یادم نبود خواهرم گفت که چند روز پیش از مامان شنیده ... پس احتمالأ برای خودشون برنامه‌ریزی هم کردن... 😔

حتی برنامه‌هام جوریه که اگه بخوام مشهد هم برم برای تبریک و دیدار باید زمان شیفت شب رو برم و چند ساعت خواب کنسل بشه که کار هم نمونه... حالا اون یک شبو می‌شه کاری کرد ولی قم، کاشان حداقل یک هفته تا ده روز زمان می‌خواد... سری پیش گلاب‌گیری رفتیم و قم همون ده روز شد البته فراغت داشتم و...

بسیار ناراحتم از این موضوع... یک راه اینه که خودشون رو طرف مشورت قرار بدم و شرایط رو تشریح کنم... که البته صددرصد خودشون کنسل می‌کنند ولی ته دلم راضی نمی‌شه...

یا بگم تابستون برای جبران بریم چون خرداد هم کم نمیاره از اردی‌بهشت...که اون هم بحث اعتقادی ایشونه که شب تولد حضرت در حرم‌شون باشن...

حالا اگه من چند تا برنامه هم به زور بتونم کنسل کنم باز تایم کافی نخواهیم داشت چون هر روز چند تا برنامه‌ست نه یکی... جدول برنامه‌ها رو دیشب تکمیل کردم و مغزم سوت کشید واقعا...

حالا دارم فکر می‌کنم و حسابی هم فکرم مشغوله که چه کنم تا پشیمون نشم... به سفر هوایی هم فکر کردم با حذف کاشان اما موضوع اینه که ولادت دقیقا وسط هفته‌ست و استراحت هم لازم دارن و باز جور نمی‌شه... به اینکه با کسی بفرستم‌شون هم فکر کردم... ولی اون صبوری و خویشتن‌داری منو در سفر ندارن اعضای محترم خانواده... مثلا حرم رفتن مامان یک نصف روز و حتی بیشتر طول می‌کشه و همراهِ عجول نمی‌تونه کنار بیاد و باقی قِلِق‌هایی که منجر به خوش‌گذرونی ایشون می‌شه و فقط از دست من برمیاد... ضمن این‌که قولِ داده شده چیز دیگه‌ای بوده...

خیلی هم فرصتی نمونده...

ببینم چی پیش میاد...

اگه پیشنهاد کاربردی، نه روی هوا 😊 دارید بگید... قابل اجرا باشه جایزه ویژه می‌دم... به‌جز مواردی که گفتم...

تصویر ۱:

2_

تا بعد... 🌸💙💐

.