چشمهایش
یکشنبه آخرین روز خرداد ساعت 9:30
درود بر دوستان دور یا نزدیک
آقا ما یک مزاح در مورد ماه تولد کردیم 😁 در ظاهر کامنتها که خبر خاصی نبود؛ اما در کامنتهای خصوصی داشت به جاهای باریک کشیده میشد توسط تنی چند از دوستان جان... که کمکم باید خطکش مشهور رو از غلاف چند ماهه خارج میکردم... اما از اونجا که بهمنیها صبورند بهخصوص مرتبطین نزدیک با خردادیها 😉 صبوری پیشه کردم... بعله...
از مزاح که بگذریم در پاسخ یکی از عزیزان که پرسیده بود واقعاً اعتقاد دارید به این مسایل نوشتم:
نه رفیق... از نظر علمی کاملا مردوده و جنبهی مزاح و سرگرمی داره... شخصیت افراد وابسته به ژنتیک، تربیت، محیط، فرهنگ، تجربیات زندگی و و و ... است... اما در روانشناسی مقولهای هست بهنام اثر بارنوم که میگه وقتی در مورد موضوعی مثل شخصیت متولدین فلان ماه صحبت میشه مغز دنبال شواهدی در خاطراتش میگرده که با اون موضوع همخوانی داره و موارد مخالف رو نادیده میگیره... اینه که حس میکنی چه دقیق بود و... تنها اثر ماه تولد برخی مسایل فیزیولوژیک هست که تاثیر چندانی در شکلگیری شخصیت نداره... برای شناخت شخصیت افراد راههای علمی مثل تستهای مختلف شخصیت و... مورد تأییده... ارادت 🌸
اما تعدادی از اعزه، موضوع رو جدی گرفتند و حتی خواستار اثبات خلاف موضوعات مطروحه شدند که به جان خودم نیازی نیست و بهتره از مزاحگونهها بگذرید... 😅
پس من هم که نماد صبر و گذشت و ایثار و مهربانی و البته تواضع هستم میگذرم... 😊
از آخر هفتهای که گذشت و تنفس در منطقهای جنگلی و مه زیباش چند تا عکس ببینیم...
پ.ن: دوباره تعداد هر پست در صفحه رو، یکی کردم که سنگین نشه...
تصاویر:
1. چشمانداز شرقی

2. غربی

3. شمالی

4. ریه را از ابدیت پر و خالی کردم...

5. بستههای پستی همیشه جذابن...

سپاس و ارادت 🌸 💙 🪷
چهارشنبهی سیدی، ۲۷ خرداد، ساعت ۹:۱۵
درود بر دوستان دور یا نزدیک
قدیما چهقدر از رسیدن تابستون خوشحال میشدیم... سه ماه تعطیلی و آزادی و فراغت و رسیدگی به علایق و مهارتآموزی و و و... عصرهای تابستون که خونه ساکت و خلوت بود و فقط صدای کولر میومد و همه خواب بودند... اوج سرگرمیهای من بود... اگه بخوام بگم چه کارهایی میکردم باید تا شب تایپ کنم...
چند تا از اولینها و اتفاقهای خاص و ناب و بهیادموندنی هم در تابستون رخ داد که اونم مثنوی هفتاد من کاغذ لازم داره برای پرداختن بهش...
طی خرداد ماه زیبا که به آخرین روزهاش رسیده، چند تا تولد هم داشتیم که سه تاش خاص بود...بهترتیب زمانی، اولی خواهرزاده جان که یک خردادی تمامعیاره و از بچگی خیلی با من ارتباط خاص داشته و تا الان که برای خودش کسی شده و خدا رو شکر شرایط عالی داره... اما ازم دوره و صرفاً تبریک تلفنی داشتم... دومی یک دوست قدیمی که در نگاشتهی قبل اشارتی بهش داشتم و ایشون هم در دسترس نیستند و تلهپاتیک تبریک فرستادم... سومی هم فهیمهی خودمون که محبتش به من چه در ایام کرونا (فراموش نشدنی) چه در سایر ایام و لیالی فراوون بوده... حتی وقتی دلخوری هم داشته تولد منو به سبک خودش تبریک گفته...
این که من با سه تا خردادی ارتباط نزدیک داشتم نشون از صبر و شکیبایی وافر بنده است... و لایق مدال صبوری هستم... والا 😅
بگذریم...
چند تا عکس ببینیم:
1. شب بهاری و شهر بیدار...

2. طلوع خورشید خانوم و چارقد طلایی...

3. پیرو قول به فروغِ بابا که حضوری تشریف آوردن برای هماهنگی و سایر دوستان، به بهانهی تولد فهیم، سنتشکنی کردیم و صبحونه رفتیم یک مکان زیبا... نون تنوری و باقی ماجرا...

4. غروب بارونی...

5. ایضا...

6. و نیز...

7. خوشگل شده بود زیاد عکس گرفتم...

8. شکار هوایی...

9. عه! این چیه؟ از کجا؟ 😅

تا بعد...
شاد باشید و سلامت 🌸 💙 🪷

















حتی اگر نباشی می آفرینمت